از تهاجم تا تزلزل فرهنگیشاکی اصلی مسأله حجاب
-داشتم خودم را آماده می کردم برای نماز!
-همین که چادر مشکیام را برداشتم تا چادر نمازم را سر کنم، گفت: این همه خودت را بقچه پیچ کردی که چه؟
-برگشتم سمت صدا... دختری را دیدم که گوشهی نمازخانه نشسته بود.
-گفتم: با منی؟
-گفت: بله، با توام و همهی بیچارههایی مثل تو که گیر کردهاید توی افکار عهد عتیقتان، اذیت نمیشوی با این پارچهی دراز دور و برت؟ رنگش هم که همیشه سیاه است!
-تا آمدم حرفی بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت میشوی! چرا مثل عزادارها همیشه سیاه میپوشی؟ ضمن اینکه فقط بلدید گیر بدهید به من ...