اولين لبيك سال به فرمان آقا از ناي بريده شهيد علي خليل بيرون آمد
پورتال خبري كاشان : علي گفت: من براي خدا رفتم و آن موقع كسي براي من محل اعتماد و اميد نبود . مي گفت ، رفتم تا لبخند رضايت بر لبنان حضرت آقا ببينم ، بعدش هم همه چيز را به جان خريد، طعنه شنيد كه مي خواستي نروي ! نيش زدند كه تقصير خودت بود و چه و چه ، دنبال جانبازي اش نرفت، در مقابل رسانه ها سكوت كرد ، به بستر افتاد و نايش رفت ، هوش و حواسش رفت ، درس را هم درست و درمان نمي توانست بخواند حال و احوالش و روز و روزگارش گره خورد به بيمارستان و جراحي و درد و خونرويزي و درد و هزينه و... اين زخم اما ا ...