چه شد كه به اينجا رسيديم ؟

گاهي اوقات در خلوت تنهايي افكاري به ذهنم متبادر مي شود كه مي خواهم خون گريه كنم و ناخودآگاه اشك از گونه هايم سرازير مي شود و اين سؤال در ذهنم خطور مي كند چه شد كه به اينجا رسيديم. اينجا كجا است كه از آن گلايه و شكايت دارم؟ وقتي ياد گذشته هاي نه چندان دور زماني كه سنجاق قفلي چارقد مادر خدا بيامرزم همه پهناي صورتش را پوشانيده بود و حجاب اش نشانه يك زن مومنه به تمام معنا بود و آن روز را با امروز مقايسه مي‌كنم هيچ چيزي به غير از آه و افسوس برايم ندارد. وقتي ياد روضه خواني هاي نه چندان دور مي اف ...

نمایش خبر در سایت مبدا